در هم!!!
از اعتمادِ کامل پرده به باد بیزارم
از خیانتِ همهمه به خاموشی
از دیو و از شنیدن، از دیوار.
برای من
دوست داشتن
آخرین دلیل داناییست
اما هوا همیشه آفتابی نیست
عشق همیشه علامتِ رستگاری نیست
و من گاهی اوقات مجبورم
به آرامشِ عمیقِ سنگ حسادت کنم
چقدر خیالش آسوده است
چقدر تحملِ سکوتش طولانیست
چقدر ...
سید علی صالحی
..............................................................
کاش می دانستم
چه کسی این سرنوشت را برایم بافت
آنوقت به او می گفتم
یقه را آنقدر تنگ بافته ای
که بغض هایم را نمی توانم
فرو بدهم..... !
ناشناس

گیر کرده ام بین
کودکی که دارد از در و دیوار ِ / رویا هایش بالا میرود
و پیرمردی... که از سر ِ بی کسی / با عصایش تانگو میرقصد...
کاش با آن پیرمرد کنار می آمدم تا به کودک بگوید :
دیوار ِ زندان / بالا رفتن ندارد

رسیده که باشی
طعمات اشتهای خاک را باز میکند
نارس هم ـ فرقی نمیکند
تنها بیاشتها جویده میشوی
محمد علی بهمنی
..............................................................................
متلاطم ...
تنها ...
بیکران ...
کاش اقیانوسی نبودم
پنجه کشان بر ساحل ...
شمس لنگرودی

از ته دل
تا روی لب
این همه راه؟!
خسته نباشی لبخند!
عليرضا كياني
خوشحال شد تحویلش گرفته اند
فکر کرد
فرش قرمز پهن کرده اند برایش
-ماهی کوچک
روی زبان کوسه-
بانو
به مادرم گفتم
مرا با چیزی عوض کن
چیزی ارزشمند
چیزی گران
سوزنی شکسته
که بتوانی با آن خار پایت را درآوری
حسین پناهی
















گریه کرد…




.gif)












